السيد الطباطبائي ( مترجم : شيروانى )
376
ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى )
موجودند به وجود موضوعشان . اين دسته از مفاهيم ، مفاهيمى هستند كه با تحليل عقلى از امور خارجى انتزاع مىشوند و وجودى جدا از وجود منشأ انتزاعشان ندارند ، مانند مفهوم علت و معلول . وقتى گفته مىشود : « آتش علت حرارت است » و « حرارت معلول آتش است . » چنين نيست كه در خارج غير از آتش و حرارت ، دو چيز ديگر هم وجود داشته باشد به نام علت و معلول كه مجموعا بشوند چهار چيز . بلكه آنچه در خارج است همان آتش است كه به لحاظ رابطهء خاصى كه با حرارت دارد ، مفهوم علت از آن انتزاع مىشود و بر آن حمل مىگردد . بنابراين ، علّت گرچه وصف براى آتش خارجى است ، اما چنين نيست كه يك وجود فى نفسه و مستقل داشته باشد كه در خارج بر آتش عارض شده باشد و به اصطلاح عروضش خارجى باشد . بلكه اين ذهن است كه اين وصف را انتزاع مىكند و بر آتش حمل مىكند . كليه مفاهيم فلسفى از اين قبيل هستند و لذا به اين دسته از مفاهيم كه اتصافشان خارجى و عروضشان ذهنى است ، معقولات ثانيهء فلسفى مىگويند . بازگشت به اصل بحث وجوب و امكان از معقولات ثانيهء فلسفى به شمار مىروند ، يعنى اوّلا : دو امر وجودى هستند و از اوصاف خارجى محسوب مىشوند و به اصطلاح اتصافشان خارجى است و ثانيا : عروضشان ذهنى است ، يعنى وجود مستقلى ندارند كه در خارج بر موضوعشان عارض شده باشد . دليلى كه حضرت علامه براى اثبات اين مدعا اقامه كردهاند به اين صورت تنظيم مىشود : مقدمهء اول : وجوب و امكان كيفيت و چگونگى نسبت ميان موضوع و محمول قضيه مىباشند . مقدمهء دوم : در ميان قضاياى خارجى قضاياى صادقى داريم كه در آن چگونگى نسبت ميان موضوع و محمول بيان شده است ، « 1 » مانند : « انسان موجود است
--> ( 1 ) . اين دسته از قضايا در منطق قضاياى « موجّهه » ناميده مىشوند ، در برابر قضاياى « مطلقه » كه در آنها لفظى كه بيانگر چگونگى نسبت ميان موضوع و محمول باشد ، ذكر نشده است مانند قضيهء « انسان موجود است » .